عبد الجليل قزوينى رازى

455

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

بو حنيفه و شافعى ، خليفه و سلطان و امرا و قضاة و ائمّه و فقها و زهّاد و متصوفّه از اهل سنّت و جماعت است و حق روشن است و ظاهر ، ملازمت سواد اعظم بايد كردن ، و از آن مذهب كه دو روى دارد پرهيز بايد كردن كه آن عين نفاق است » . اما جواب اين كلمات آنست كه : مذهب بو حنيفه و شافعى ظاهر است امّا ايشان هر دو موحّد و عدلى بوده‌اند و بمحبّت اهل بيت معروف و مشهور ، اگر خواجه همان مذهب دارد دست از مجبّرى و مشبّهى ببايد داشتن ؛ و عداوت آل مصطفى رها كردن فمرحبا « 1 » بالوفاق ، و گرنه بنام بو حنيفه و شافعى دهل « 2 » نازدن . و اما آنچه گفته است : « دست از مذهبى ببايد داشتن كه دو روى دارد » حقّا كه راست مىگويد اگر كور « 3 » نيست هرگز شنيده است كه شيعت مذهب خود را حوالت به دو كس كرده‌اند . . ؟ ! هميشه بيك خدا گفته‌اند ، و بيك رسول ، و بيك امام ، امّا مذهب دو روى آن باشد كه لاف از شافعى زند و مذهب اشعر « 4 » دارد ، و اين عين نفاق باشد كه اگر اصول مذهب شافعى سره است ؛ التجا ببوالحسن أشعر كردن خطا باشد ، و گر مذهب شافعى در اصول درست نيست ؛ دست از فروعش ببايد داشتن ، پس مذهب دو روى خواجه مصنّف دارد اوّلا گويد : مذهب شافعى دارم امّا طريقت اشعرى گويم ، دوم خود را حنفى سنّى مىخواند چون شترمرغ و خربط ، و باوّل خود رافضى بوده است آنگه زيدى شده ، اكنون مجبّر شده و نزديك است كه مشرك « 5 » شود چون زغن سالى ماده سالى نر ، چون خربط « 6 » روزى تر روزى خشگ چنان كه گفت : مر زغن را « 7 » بخش سالى مادگى سالى نرى ، پس دو مذهبى و انتقالى و منافق حنيفى سنّى و شافعى اشعرى خواجه است تا بدست خويش در دهن خويش نهاده است و هركس كه سره بخواند نيك بداند وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ .

--> ( 1 ) - نسخ : « و مرحبا » . ( 2 ) - ع ح د : « دغل » و در آنندراج گفته : « دغل‌زن - دغاباز و نار است كار ( فرهنگ فارسى ) » . ( 3 ) - ح : « اگر كر و كور » د : « اگر كر » . ( 4 ) - ث : « اشعريه » ب : « اشعرى » . ( 5 ) - ع ث ب ح د : « بيشترك » . ( 6 ) - در برهان گفته : « خربط با طاى حطى بر وزن شربت قاز را گويند و آن را خربطه هم خوانند بزيادتى هاء در آخر ( تا آخر كلام او ) » . ( 7 ) - ح : « زغن را » ( بدون لفظ « مر » ) و در برهان گفته : « زغن بر وزن چمن گوشت ربا و غليواج باشد گويند : شش ماه نر و شش ماه ماده مىباشد ، و بعضى گويند : يك سال نر و يك سال ماده مىباشد » .